برگزیدگان رویداد رسانهای «جنگ رمضان» در قزوین معرفی شدند
جشنواره «ما قهرمانیم» فرصتی برای نمایش توانمندیهای افراد با نیازهای ویژه است
سید محمد علمی شهردار قزوین شد
چرا آمریکا به مدرسهٔ میناب حمله کرد؟
بحران نبود باتری سمعک برای ناشنوایان در قزوین/ مددجویان در انتظار دستورالعمل جدید
ارائه خدمات به بیش از ۴ هزار خانواده شهدا و ایثارگران
چرا مصدق در جریان ملیشدن صنعت نفت به آمریکا روی آورد؟
باید در جنگ روایتها امید و اعتماد را زنده نگه دارند
تهدیدهای اخیر علیه ونزوئلا، گرینلند، کوبا و به ویژه جنگ با ایران، همگی گویای این واقعیت است که نئوکانها کنترل آشکاری بر سیاست خارجی دولت دوم ترامپ به دست گرفتهاند. در چنین شرایطی، حتی خود ترامپ و هوادارانش در جنبش ماگا نیز عملا در مسیری حرکت میکنند که نئوکانها تعیین میکنند.
آمریکا انتظار دارد ایران پس از جنگ، رفتاری مشابه دوران پیش از جنگ داشته باشد؛ در حالی که ایران هزینههایی آن هم بهصورت تحمیلی پرداخته و اکنون نیز شرایط و جایگاه متفاوتی در دوره پساجنگ دارد.
الگوی صلح در سیاست علوی، مدلی جامع از صلح ارائه میدهد که هم واقعیتهای تلخ روابط انسانی و سیاسی را درک میکند و هم با اتکا به اصول اخلاقی والا، راهی به سوی جهانی عادلانهتر و باثباتتر میگشاید. پیادهسازی این اصول، مسیری است که پیروان مکتب علوی باید در پیمانها و توافقات خود، به ویژه در دنیای پرآشوب امروز، سرلوحه قرار دهند رعایت این اصول بدون تردید میتواند معرف الگوی نمونه و بیبدیل از صلح برای جهانیان باشد و زمینه را برای جذب هر چه بیشتر مردمان آزاده به سوی اسلام ناب را فراهم کند.
بیش از یک قرن، مداخله آمریکا در جهان، داستانی پیچیده و چندوجهی است که با شعارهای بلندپروازانه «دموکراسی» و «آزادی» آغاز شد، اما غالباً با هزینههای انسانی و اقتصادی سنگین، پیامدهای فاجعه بار و ایجاد تنشهای جدید همراه بوده است. توجیهات رسمی این مداخلات، اغلب در لفافه ایدئولوژیهایی چون «استثناگرایی آمریکایی» و «مقابله با تهدیدات جهانی» پیچیده شدهاند، اما بررسی دقیقتر، نقش پررنگ منافع اقتصادی، رقابتهای ژئوپلیتیکی و تلاش برای حفظ هژمونی را آشکار میسازد.
تاریخ خواهد نوشت که ایشان یگانه مردی در ایران اسلامی بود که در طول دوران زعامت خود، نه تنها ذرهای از خاک ایران را به بیگانگان نداد، بلکه از منابع حیاتی و استراتژیک ایران نیز در اختیار دشمنان مملکت و استعمارگران قرار نگرفت. او با خون سرخ خویش، ملت ایران و امت مسلمان را روسفید و دشمنان بشریت را روسیاه کرد.
تقابل میان واشنگتن و کاراکاس، در سطح تحلیلی نه یک نبرد میان «دموکراسی و استبداد»، بلکه نزاعی بنیادین بر سر کنترل منابع راهبردی، حق تعیین سرنوشت ملی و نفوذ منطقهای است. این کشمکش، نمونهای روشن از ابزارسازی گفتمان حقوق بشر است که نشان میدهد چگونه پوششهای خیرخواهانه در عرصه سیاست خارجی میتوانند به ابزاری برای پیشبرد اهداف راهبردی و منافع ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ تبدیل شوند.
کاخ سفید تلاش کرد با برگزاری یک دیدار سطح بالا اما بدون تشریفات رسمی، تعامل عملی را برای پیشبرد اهداف منطقهای آغاز کند، بدون آنکه تعهد حقوقی و مشروعیت کامل یک دولت رسمی را به جولانی اعطا نماید. این رویکرد، نمونهای از «عادیسازی مشروط» و تاکتیکی سیاست خارجی آمریکا محسوب میشود.
همانند روزهای دفاع مقدس، ایران در این جنگ نیز تنها بود؛ نه عضو ائتلافی جهانی بود، نه تکیهگاهش قراردادی سیاسی. تنها پشتوانهاش، مردمش چه نظامی و چه غیرنظامی بودند.