برگزیدگان رویداد رسانهای «جنگ رمضان» در قزوین معرفی شدند
جشنواره «ما قهرمانیم» فرصتی برای نمایش توانمندیهای افراد با نیازهای ویژه است
سید محمد علمی شهردار قزوین شد
چرا آمریکا به مدرسهٔ میناب حمله کرد؟
بحران نبود باتری سمعک برای ناشنوایان در قزوین/ مددجویان در انتظار دستورالعمل جدید
ارائه خدمات به بیش از ۴ هزار خانواده شهدا و ایثارگران
چرا مصدق در جریان ملیشدن صنعت نفت به آمریکا روی آورد؟
باید در جنگ روایتها امید و اعتماد را زنده نگه دارند
حمله به مدرسهٔ میناب را نمیتوان «خطای فنی» خواند؛ این حمله در منطق راهبردی «شوک و بهت» و الگوی بمباران راهبردی با اثر روانی معنادار قرار میگیرد. این الگو، ادامهٔ همان مسیری است که آمریکا از هیروشیما و ناکازاکی تا بمباران شهرهای آلمان و ژاپن، ویتنام، عراق و اکنون میناب طی کرده است.
گرایش مصدق به ایالات متحده در جریان نهضت ملیشدن صنعت نفت (۱۳۲۹–۱۳۳۲)، یکی از پیچیدهترین و فراگیرترین فرازهای تاریخ دیپلماسی معاصر ایران است. بررسی پژوهشها نشان میدهد که این تصمیم نه از روی ناآگاهی یا «سادهانگاری شتابزده»، بلکه حاصل محاسبهای استراتژیک بر پایه خوانش خاصی از نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم بود.
پاسخ به این ادعا که «ایران دریای خزر را فروخته است»، بر خلاف فضاسازی و شایعه سازی های رسانهای منفی است. کنوانسیون آکتائو یک مصالحه حقوقی و پیچیده است که هرچند دستاوردهای نظامی و امنیتی مهمی برای دفع تهدیدات خارجی در مرزهای شمالی دارد، اما در امنیتی حوزه اقتصاد انرژی و قراردادهای دو جانبه و چندجانبه همسایهها درباره بستر دریا، همچنان نیازمند دیپلماسی هوشمندانه و توافقات تکمیلی است تا منافع ملی ایران به صورت کامل تضمین شود.
اگرچه جنبش مشروطه در تثبیت یک نظام دموکراتیکِ باثبات در کوتاهمدت ناموفق بود، اما در نگاه کلان تاریخی نمیتوان آن را یک «شکست مطلق» نامید. مشروطه بذر مفاهیم مدرنی چون قانونگرایی، تفکیک قوا و حقوق شهروندی را در ذهنیت جامعه ایرانی کاشت. نهادهایی مانند مجلس شورای ملی، قانون اساسی و مطبوعات آزاد، هرچند با فراز و نشیب، یادگار این دوران هستند که مسیر تاریخ ایران را برای همیشه تغییر دادند.
از آغاز تجاوزات و حملات نظامی آمریکا تا به امروز، شاهد بودهایم که دونالد ترامپ با طرح بهانههای مختلف، بارها از تهدید حمله به زیرساختهای حیاتی ایران عقبنشینی کرده است. اما سوال کلیدی اینجاست: چرا واشنگتن با وجود عبور از خط قرمز درگیری نظامی، تاکنون تهدید علیه زیرساختهای مهم را عملی نکرده است؟ ترس از واکنش متقابل و متناسب ایران، شوک اقتصادی منطقه ای و جهانی و عدم توانایی خروج از باتلاق جنگ می تواند سه عامل مهم در عملی نشدن این تهدید از سوی آمریکا باشد.
آنچه مشخص است، رضا پهلوی تنها یک کارت بازی موقت در دستان غرب و اسرائیل است که انقضای آن با پایان کارکردش رقم خواهد خورد. واقعیت مهمتر این است که اتاقهای فکر غربی و اسرائیلی، پهلوی را نه برای جایگزینی، بلکه صرفاً به عنوان بازیگری برای ایجاد آشوب، ناامنی و فرسایش ظرفیتهای ایران چه در فضای رسانهای و چه در محیط واقعی میخواهند.
آمریکا تلاش کرد با باروت و دکترینهای منقضیشده جنگ جهانی دوم، نتایجی را که در دیپلماسی به دست نیاورده بود، پشت میز مذاکره دیکته کند. اما واقعیتهای روزهای اخیر نشان داد که ایران، نه ژاپنِ محاصرهشده در اقیانوس آرام است، نه ویتنامِ بیدفاع در برابر B-52ها و نه عراقِ خسته از تحریمها.
باید هوشیار بود و دانست که استعمار نوین و ابزارهای رسانهایش، خاک یک کشور را ناگهانی فتح نمیکنند؛ آنها ابتدا ذهنها را تسخیر میکنند تا از درون خاک وطن، علیه خود وطن سرباز بسازند. دفاع از اشتراکات ملی، فراتر از هرگونه مرزبندی سیاسی، خط قرمز بقای یک جامعه است؛ چرا که بدون این اشتراکات، خانهای باقی نخواهد ماند که بخواهیم بر سر شیوه ادارهاش با هم گفتوگو کنیم.