شام غریبان امام حسین(ع) در گلزار شهدای قزوین
موازنه با باروت؛ چرا دکترین «بمباران برای تسلیم» آمریکا در برابر ایران قفل شده است؟
انسان یکشبه وطنفروش نمیشود
عروج استاد “علی پدرام ” و گله از …
خیابان با ما میدان با شما
آمریکا در اهداف جنگ ناکام ماند / تسلط بر تنگه هرمز، شکست راهبردی واشنگتن
رسانهها پل ارتباطی میان مردم و دولت هستند
اِیپَک قلب تپنده لابی صهیونیستی درآمریکا/صهیونیستها چگونه دولت آمریکا را در جهت منافع اسرائیل هدایت میکنند؟
آمریکا تلاش کرد با باروت و دکترینهای منقضیشده جنگ جهانی دوم، نتایجی را که در دیپلماسی به دست نیاورده بود، پشت میز مذاکره دیکته کند. اما واقعیتهای روزهای اخیر نشان داد که ایران، نه ژاپنِ محاصرهشده در اقیانوس آرام است، نه ویتنامِ بیدفاع در برابر B-52ها و نه عراقِ خسته از تحریمها.
باید هوشیار بود و دانست که استعمار نوین و ابزارهای رسانهایش، خاک یک کشور را ناگهانی فتح نمیکنند؛ آنها ابتدا ذهنها را تسخیر میکنند تا از درون خاک وطن، علیه خود وطن سرباز بسازند. دفاع از اشتراکات ملی، فراتر از هرگونه مرزبندی سیاسی، خط قرمز بقای یک جامعه است؛ چرا که بدون این اشتراکات، خانهای باقی نخواهد ماند که بخواهیم بر سر شیوه ادارهاش با هم گفتوگو کنیم.
با شنیدن آن خبر خرد کننده، وحشت تمام وجودم را فرا گرفت. باورم نمی شد و نمی شد هم باورکرد ، چرا که سه هفتهی قبل _ دو ساعت مانده به سال تحویل ۱۴۰۵- همانند گذشته، باز پیش دستی کرده و خود تماس گرفته بود ؛ چقدر هم شاداب و سرزنده به نظر می رسید […]
در قلب نظام تصمیمگیری سیاسی ایالات متحده، نهادی قدرتمند، کمصدا اما فوقالعاده نافذ فعالیت میکند که بسیاری از تحلیلگران برجسته آن را «لابی مادر» یا «سقف لابیهای صهیونیستی» در آمریکا مینامند: اِیپَک (AIPAC). این سازمان که در ظاهر به عنوان یک نهاد غیرانتفاعی، آموزشی و مردمی ثبت شده، در عمل به یکی از تاثیرگذارترین ابزارهای اعمال قدرت در واشنگتن تبدیل شده است.
بیش از دو قرن شواهد تاریخی گویای یک حقیقت تلخ است: جهانی که منتظر تغییر ماهیت آمریکا باشد، فریب سخنرانیهای فریبنده کاخ سفید را خورده است. آمریکا تا زمانی که با یک مانع شکستناپذیر مواجه نشود، از زورگویی، تحریم و مداخله دست نخواهد کشید. نه قطعنامههای شورای امنیت، نه معاهدات بینالمللی، نه تصاویر دلخراش قربانیان بمبارانها، و نه فشار افکار عمومی، کوچکترین بازدارندگی برای آمریکا ایجاد نمیکند. واشنگتن هرگز به حقوق بینالملل به عنوان مرجعی مستقل نگاه نکرده، بلکه آن را ابزاری برای مهار دشمنان و توجیه اقدامات خود دیده است. تنها زبانی که واشنگتن را به محاسبه وادار میکند، زبان قدرت قاطع، مقاومت حسابشده و ایستادگی جمعی است.
نظام بینالملل در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری در حال گذار به سوی واقعگرایی محض و قدرتمحوری است. در این فضا، جغرافیا دیگر یک عامل ایستا نیست، بلکه یک «سلاح راهبردی» پویا محسوب میشود. تنگه هرمز نه تنها یک شریان اقتصادی، بلکه «خط مقدم» قدرت بازیگری ایران در عرصه بینالملل است.
تهدیدهای اخیر علیه ونزوئلا، گرینلند، کوبا و به ویژه جنگ با ایران، همگی گویای این واقعیت است که نئوکانها کنترل آشکاری بر سیاست خارجی دولت دوم ترامپ به دست گرفتهاند. در چنین شرایطی، حتی خود ترامپ و هوادارانش در جنبش ماگا نیز عملا در مسیری حرکت میکنند که نئوکانها تعیین میکنند.
آمریکا انتظار دارد ایران پس از جنگ، رفتاری مشابه دوران پیش از جنگ داشته باشد؛ در حالی که ایران هزینههایی آن هم بهصورت تحمیلی پرداخته و اکنون نیز شرایط و جایگاه متفاوتی در دوره پساجنگ دارد.