برگزیدگان رویداد رسانهای «جنگ رمضان» در قزوین معرفی شدند
جشنواره «ما قهرمانیم» فرصتی برای نمایش توانمندیهای افراد با نیازهای ویژه است
سید محمد علمی شهردار قزوین شد
چرا آمریکا به مدرسهٔ میناب حمله کرد؟
بحران نبود باتری سمعک برای ناشنوایان در قزوین/ مددجویان در انتظار دستورالعمل جدید
ارائه خدمات به بیش از ۴ هزار خانواده شهدا و ایثارگران
چرا مصدق در جریان ملیشدن صنعت نفت به آمریکا روی آورد؟
باید در جنگ روایتها امید و اعتماد را زنده نگه دارند
بیش از یک قرن، مداخله آمریکا در جهان، داستانی پیچیده و چندوجهی است که با شعارهای بلندپروازانه «دموکراسی» و «آزادی» آغاز شد، اما غالباً با هزینههای انسانی و اقتصادی سنگین، پیامدهای فاجعه بار و ایجاد تنشهای جدید همراه بوده است. توجیهات رسمی این مداخلات، اغلب در لفافه ایدئولوژیهایی چون «استثناگرایی آمریکایی» و «مقابله با تهدیدات جهانی» پیچیده شدهاند، اما بررسی دقیقتر، نقش پررنگ منافع اقتصادی، رقابتهای ژئوپلیتیکی و تلاش برای حفظ هژمونی را آشکار میسازد.
تاریخ خواهد نوشت که ایشان یگانه مردی در ایران اسلامی بود که در طول دوران زعامت خود، نه تنها ذرهای از خاک ایران را به بیگانگان نداد، بلکه از منابع حیاتی و استراتژیک ایران نیز در اختیار دشمنان مملکت و استعمارگران قرار نگرفت. او با خون سرخ خویش، ملت ایران و امت مسلمان را روسفید و دشمنان بشریت را روسیاه کرد.
انقلاب اسلامی یک حادثه متعلق به گذشته نیست، بلکه حقیقتی زنده در معادلات امروز جهان است. ماندگاری آن حاصل پیوند میان مردم، جهانبینی اصیل و رهبری مقتدر است. تا زمانی که این انقلاب، پرسشهای بنیادین نظم ناعادلانه جهانی را به چالش میکشد، دشمنی های غرب نیز با آن ادامه خواهد داشت.
سقوط سلبریتیها در ذهن تودهها، بیش از آنکه درباره عملکرد آن فرد باشد، درباره وضعیت روانی خودِ جامعه است. ما افراد را به عرش میبریم تا شکستنشان برایمان لذتبخشتر باشد. پس از سقوط نیز، با بازنویسی تاریخ، خود را تبرئه میکنیم و اسطورهای میسازیم که گناه را یکسره به دوش آن «شیطان» میاندازد.
برای آنکه وطنی بماند، برای آنکه شرفی حفظ شود، گاهی فقط چند قلبِ تپنده که عاشقانه برای خاکشان میتپند، کافی است.
آنچه ترامپ در گرینلند به دنبال آن است، چیزی فراتر از زمین یا معدن است؛ او با بلندپروازی ها و خودخواهی های دیوانه واری که دارد در پی تثبیت «میراث ماندگار» خود است.
تقابل میان واشنگتن و کاراکاس، در سطح تحلیلی نه یک نبرد میان «دموکراسی و استبداد»، بلکه نزاعی بنیادین بر سر کنترل منابع راهبردی، حق تعیین سرنوشت ملی و نفوذ منطقهای است. این کشمکش، نمونهای روشن از ابزارسازی گفتمان حقوق بشر است که نشان میدهد چگونه پوششهای خیرخواهانه در عرصه سیاست خارجی میتوانند به ابزاری برای پیشبرد اهداف راهبردی و منافع ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ تبدیل شوند.
در شرایطی که منابع آبی ایران با سریعترین نرخ در دهههای اخیر کاهش یافته و تغییرات اقلیمی دامنه خشکسالی را گستردهتر کرده است، صرفهجویی دیگر یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه ضرورتی حیاتی برای بقا و توسعه کشور محسوب میشود.