Notice: Function _load_textdomain_just_in_time was called incorrectly. Translation loading for the health-check domain was triggered too early. This is usually an indicator for some code in the plugin or theme running too early. Translations should be loaded at the init action or later. Please see Debugging in WordPress for more information. (This message was added in version 6.7.0.) in /home/asreqazv/public_html/wp-includes/functions.php on line 6170

Notice: Function _load_textdomain_just_in_time was called incorrectly. Translation loading for the wordpress-seo-news domain was triggered too early. This is usually an indicator for some code in the plugin or theme running too early. Translations should be loaded at the init action or later. Please see Debugging in WordPress for more information. (This message was added in version 6.7.0.) in /home/asreqazv/public_html/wp-includes/functions.php on line 6170

Notice: Function _load_textdomain_just_in_time was called incorrectly. بارگذاری ترجمه برای دامنه redux-framework زودتر از حد مجاز فراخوانی شد. این معمولاً نشان‌دهندهٔ اجرای کدی در افزونه یا پوسته است که خیلی زود اجرا شده است. ترجمه‌ها باید در عملیات init یا بعد از آن بارگذاری شوند. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 6.7.0 افزوده شده است.) in /home/asreqazv/public_html/wp-includes/functions.php on line 6170
زبان زور؛ تنها گویش قابل فهم برای کاخ سفید - پایگاه خبری عصر قزوین | پایگاه خبری عصر قزوین
  • امروز : سه‌شنبه, ۲۰ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 11 August - 2026
2
یادداشت؛

زبان زور؛ تنها گویش قابل فهم برای کاخ سفید

  • کد خبر : 8165
  • 06 اردیبهشت 1405 - 22:51
زبان زور؛ تنها گویش قابل فهم برای کاخ سفید
بیش از دو قرن شواهد تاریخی گویای یک حقیقت تلخ است: جهانی که منتظر تغییر ماهیت آمریکا باشد، فریب سخنرانی‌های فریبنده کاخ سفید را خورده است. آمریکا تا زمانی که با یک مانع شکست‌ناپذیر مواجه نشود، از زورگویی، تحریم و مداخله دست نخواهد کشید. نه قطعنامه‌های شورای امنیت، نه معاهدات بین‌المللی، نه تصاویر دلخراش قربانیان بمباران‌ها، و نه فشار افکار عمومی، کوچک‌ترین بازدارندگی برای آمریکا ایجاد نمی‌کند. واشنگتن هرگز به حقوق بین‌الملل به عنوان مرجعی مستقل نگاه نکرده، بلکه آن را ابزاری برای مهار دشمنان و توجیه اقدامات خود دیده است. تنها زبانی که واشنگتن را به محاسبه وادار می‌کند، زبان قدرت قاطع، مقاومت حساب‌شده و ایستادگی جمعی است.

حیدر ولی زاده؛ آمریکا همواره خود را «رهبر جهان آزاد» می‌نامد و از زبان دیپلماسی و گفت‌وگو برای حل مشکلات جهان می‌گوید، اما در عمل، طولانی‌ترین فهرست مداخلات نظامی، حمایت از کودتاها و سرنگونی دولت‌های منتخب را در کارنامه دارد. تناقض میان گفتار مبنی بر دیپلماسی و رفتار عملی مبتنی بر زور و اجبار، نشان می‌دهد که هسته سخت سیاست خارجی آمریکا بر پایه قدرت قهری استوار است. از نظریه «قدرت قهری» کلارک کلیفورد تا «دیپلماسی زورگویانه» امروز، تاریخ نشان داده که آمریکا تنها زمانی به میز مذاکره بازمی‌گردد که با یک قدرت متقابل یا شکست راهبردی مواجه شود. کلیفورد، مشاور ترومن، در سال ۱۹۴۶ گفت: «تنها زبانی که شاگردان قدرت می‌فهمند، زبان نیروی نظامی است.» این نگاه پایه‌گذار سیاستی شد که بر اساس آن، هر کشوری در برابر اراده واشنگتن مقاومت کند، باید با زور وادار به اطاعت شود.

ریشه‌های تاریخی؛ از «حیاط خلوت» تا غارت سرزمینی

برخلاف تصور رایج از انزواطلبی اولیه آمریکا، این کشور از ابتدا در نیمکره غربی رفتاری امپریالیستی داشت. دکترین مونرو (۱۸۲۳) و «نتیجه‌گیری روزولت» عملا به اروپا اعلام کرد که قاره آمریکا حیاط خلوت انحصاری واشنگتن است. جنگ آمریکا و مکزیک در دهه ۱۸۴۰ منجر به تصرف کالیفرنیا، تگزاس و نیومکزیکو شد. جنگ آمریکا و اسپانیا در ۱۸۹۸ فیلیپین، پورتوریکو و گوام را به قلمرو آمریکا افزود. در تمام این موارد، اراده ملت‌های دیگر صرفا با توسل به زور نادیده گرفته شد. همانطور که تحلیل اکونومیست نشان می‌دهد، آمریکا در دو سوم عمر خود یک قدرت مداخله‌گر بوده و ادبیات حقوق بشر برای آن جنبه تبلیغاتی دارد.

جنگ سرد؛ تثبیت نظریه «زور» به جای دیپلماسی

بحران موشکی کوبا (۱۹۶۲) نقطه عطفی بود. اگرچه ماجرا با معامله محرمانه (خروج موشک‌های آمریکا از ترکیه در ازای خروج موشک‌های شوروی از کوبا) حل شد، اما کندی و مشاورانش این پیروزی را یک «اولتیماتوم نهایی» تبلیغ کردند. رابرت مک نامارا، وزیر دفاع وقت، بعدها اعتراف کرد این افسانه باعث شد آمریکا در ویتنام گرفتار شود. جنگ ویتنام با ۵۸ هزار کشته آمریکایی و بیش از دو میلیون ویتنامی ثابت کرد که حتی شکست فاحش نیز آمریکا را از باور «قدرت صدمه زدن، قدرت چانه زنی است» بازنداشت. مداخلات در گرانادا (۱۹۸۳)، پاناما (۱۹۸۹) و لیبی همگی مصادیق همین باور بودند. ویتنام نشان داد زبان قدرت محدودیت دارد، اما این شکست باعث تجدیدنظر نشد؛ بلکه آمریکا ابزارهای خود را پیچیده‌تر کرد.

حمایت از دیکتاتورها؛ سیاست ثابت واشنگتن

یکی از مستندترین برگ‌های سیاه آمریکا، حمایت از دیکتاتورهای نظامی است. در طول جنگ سرد، هر رژیمی که تسلیم اراده واشنگتن نمی‌شد، هدف براندازی قرار می‌گرفت. کودتاهای ایران (۱۹۵۳)، گواتمالا (۱۹۵۴)، شیلی (۱۹۷۳) و ده‌ها کشور دیگر با چراغ سبز آمریکا انجام شد. دیکتاتورهایی چون محمدرضا پهلوی در ایران، پینوشه در شیلی، استروسنر در پاراگوئه و ویدلا در آرژانتین توسط واشنگتن مسلح و حمایت می‌شدند. اسناد آرشیو امنیت ملی آمریکا نشان می‌دهد در جریان انقلاب اسلامی ایران (۱۹۷۹)، ژنرال هایزر، فرستاده ویژه کارتر، طرح سرکوب مسلحانه مردم با نیروهای شاه را پیشنهاد کرد. طرحی که فقط به دلیل هرج و مرج در ارتش شاه اجرایی نشد. هایزر معتقد بود برای حفظ یک دیکتاتور مورد نظر آمریکا، اگر لازم باشد باید مردم را قتل‌عام کرد. این سند به وضوح نشان می‌دهد آمریکا حتی در بحبوحه فروپاشی یک دیکتاتور، به دنبال «راه‌حل نظامی» بود، نه راه‌حل سیاسی.

دوران معاصر؛ از بمباران تا «فشار حداکثری»

در قرن بیست‌ویکم، آمریکا صورت ابزارها را عوض کرده، اما ماهیت را نه. تهاجم به عراق (۲۰۰۳) با ادعای تسلیحات کشتار جمعی که وجود نداشت، هزاران بمباران پهپادی در پاکستان، یمن و سومالی، و خروج یکجانبه از برجام (۲۰۱۸) با وجود پایبندی ایران، همه نشانه‌های ادامه الگوی «دیپلماسی توپ‌دار» هستند. تنها در سال ۲۰۱۶، آمریکا بیش از ۲۶ هزار بمب بر سر مردم عراق، سوریه، افغانستان، لیبی و یمن فرو ریخت. حاصل این «دیپلماسی خشونت‌بار»، کشتار ده‌ها هزار غیرنظامی بود. سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران و ونزوئلا نیز ادامه همان الگو با ابزارهای اقتصادی و نظامی است. هدف، فروپاشی ساختار و اقتصاد کشورهای مستقل برای وادار کردن آن‌ها به تسلیم بدون هیچ امتیازی است. تحریم‌های ونزوئلا که به گفته سازمان ملل با مرگ ده‌ها هزار غیرنظامی بر اثر کمبود دارو مرتبط است، نشان می‌دهد واشنگتن برای رسیدن به اهدافش حتی از گرسنگی دادن مردم یک کشور فروگذار نمی‌کند.

درس تاریخ؛ فقط قدرت در برابر قدرت جواب می‌دهد

تجربه تاریخی ثابت کرده تنها زبانی که آمریکا را به عقب‌نشینی واداشته، زبان قدرت متقابل است. شکست در ویتنام، خروج از لبنان پس از حمله به پادگان تفنگداران دریایی (۱۹۸۳) که منجر به کشته شدن ۲۴۱ نظامی آمریکایی شد، عقب‌نشینی از سومالی پس از سقوط بالگردهای بلک‌هاوک (۱۹۹۳)، و خروج شرم‌آور از افغانستان (۲۰۲۱)، همه مصادیق این قاعده هستند که وقتی طرف مقابل هزینه مقاومت را بالا می‌برد، واشنگتن عقب‌نشینی می‌کند. در مقابل، در کشورهایی که مقاومت قاطعی نبود، آمریکا به راحتی دولت‌ها را سرنگون کرد. سقوط صدام در عراق در عرض چند هفته و سقوط قذافی در لیبی با کمک ناتو، نمونه‌های این قاعده هستند. تجربه انقلاب اسلامی ایران (۱۹۷۹) نشان داد وقتی ملتی با اراده جمعی در برابر قدرت‌های بزرگ می‌ایستد، حتی قدرتمندترین کشور جهان نیز نمی‌تواند اراده آن ملت را شکست دهد. لبنان (۲۰۰۶) و غزه نیز نمونه‌های دیگری از این حقیقت هستند که مقاومت حساب‌شده، محاسبات راهبردی آمریکا را بر هم می‌زند. اکنون جنگ ۱۲ روزه (۲۰۲۵) و جنگ رمضان (۲۰۲۶) با ایران نیز مؤید این حقیقت است که ایستادگی و مقاومت در برابر زورگویی آمریکا، تمام اهداف و معادلات جنگی را بر هم می‌زند. آمریکا که وارد این درگیری‌ها با تصور یک پیروزی سریع و آسان شده بود، ناگهان خود را در جنگی فرسایشی و بی‌نتیجه می‌بیند. مقاومت همه‌جانبه ایران، این ابرقدرت را وادار به عقب‌نشینی از خواسته‌های خود کرده است؛ به گونه‌ای که واشنگتن اکنون برای خروج از جنگی که خود آغازگر آن بود، لحظه‌شماری می‌کند. این بار نیز ثابت شد که زبان قدرت، تنها گویشی است که کاخ سفید می‌فهمد و در برابر آن سر تعظیم فرود می‌آورد.

جمع‌بندی

بیش از دو قرن شواهد تاریخی گویای یک حقیقت تلخ است: جهانی که منتظر تغییر ماهیت آمریکا باشد، فریب سخنرانی‌های فریبنده کاخ سفید را خورده است. آمریکا تا زمانی که با یک مانع شکست‌ناپذیر مواجه نشود، از زورگویی، تحریم و مداخله دست نخواهد کشید. نه قطعنامه‌های شورای امنیت، نه معاهدات بین‌المللی، نه تصاویر دلخراش قربانیان بمباران‌ها، و نه فشار افکار عمومی، کوچک‌ترین بازدارندگی برای آمریکا ایجاد نمی‌کند. واشنگتن هرگز به حقوق بین‌الملل به عنوان مرجعی مستقل نگاه نکرده، بلکه آن را ابزاری برای مهار دشمنان و توجیه اقدامات خود دیده است. تنها زبانی که واشنگتن را به محاسبه وادار می‌کند، زبان قدرت قاطع، مقاومت حساب‌شده و ایستادگی جمعی است. هر ملتی که این واقعیت را نادیده بگیرد و تصور کند با حسن نیت یا امتیاز یکجانبه می‌تواند آمریکا را به احترام به حاکمیت خود مجبور کند، سرانجام قربانی خواهد شد. تاریخ روشن ساخته که زبان قدرت، تنها گویشی است که کاخ سفید نه فقط می‌فهمد، بلکه به آن احترام می‌گذارد و در برابر آن سر تعظیم فرود می‌آورد.

لینک کوتاه : https://asreqazvin.ir/?p=8165
  • منبع : روزنامه ولایت

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.