به گزارش پایگاه خبری عصر قزوین؛ حیدر ولی زاده در روزنامه ولایت نوشت: در نظام بینالملل واقعگرای امروز، «قدرت» حرف اول را میزند. دولتهایی که ابزارهای نفوذ بیشتری در اختیار داشته باشند؛ در تامین منافع ملی خود موفقتر عمل میکنند. تنگهها و آبراههای راهبردی به دلیل موقعیت منحصربهفرد خود، همواره به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای ژئوپلیتیکی برای افزایش قدرت بازیگری دولتها در معادلات جهانی نقش داشتهاند. استفاده از ابزار تنگه هرمز نیز به ایران این قابلیت را میدهد که از یک بازیگر منطقهای به بازیگری تاثیرگذار در عرصه جهانی تبدیل شود. این ابزار ژئوپلیتیک، فارغ از آوردههای اقتصادی، از جنبههای سیاسی و نظامی دارای ارزشی غیرقابل انکار است.
یکم: ابعاد و مختصات ژئوپلیتیکی تنگه هرمز
تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتیترین آبراههای جهان، نقش بیبدیلی در امنیت انرژی جهانی ایفا میکند. بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی در سال ۲۰۲۵، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این تنگه عبور کرده است که معادل ۲۵ درصد از تجارت نفت دریایی جهان و ۱۸.۹ درصد از تقاضای جهانی نفت را تشکیل میدهد. بیشترین حجم نفت صادراتی از این تنگه به مقصد چین (۲۸.۳ درصد)، هند (۱۴.۷ درصد) و سایر کشورهای آسیایی ارسال میشود. از سوی دیگر، کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله عربستان (۳۱.۴ درصد)، عراق (۱۸.۳ درصد)، امارات (۱۶.۳ درصد)، ایران (۱۲.۱ درصد) و کویت (۱۱.۹ درصد) صادرات نفت خود را عمدتاً از همین مسیر انجام میدهند. این وابستگی دوسویه، ماهیت راهبردی تنگه را دوچندان میکند.
هرگونه اختلال در این مسیر میتواند شوکهای سنگینی به بازارهای جهانی وارد کند. تجربه جنگ اخیر نشان داد که با مسدود شدن عملی این تنگه، قیمت نفت خام برنت از مرز ۱۱۰ دلار در هر بشکه عبور کرد. این واقعیت، تنگه هرمز را به یکی از حساسترین نقاط فشار در نظام بینالملل تبدیل کرده است.
دوم: جنگ رمضان و کشف راهبردی تنگه هرمز
یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان) برای جمهوری اسلامی ایران، «آگاهی از نقش و کارکرد تنگه هرمز» به عنوان یک ابزار موثر بینالمللی بود. بدین ترتیب، این امکان جغرافیایی ـ دریایی از یک تئوری صرف، به یک ابزار کاربردی و بازدارنده مبدل شد که میتواند در بسیاری از معادلات آینده تاثیرگذار باشد.
سوم: تنگه هرمز بهمثابه ابزار قدرت در نظام واقعگرای بینالملل
در منظومه فکری واقعگرایی در نظام بینالملل، «قدرت» و «امنیت» ارزشهای غایی محسوب میشوند. تنگه هرمز به ایران امکان میدهد تا این دو مولفه را توأمان تامین کند. این تنگه در چند سطح میتواند برای ایران مفید واقع شود:
الف) سطح اقتصادی: علیرغم اینکه برخی کشورها دریافت هزینه بابت عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز را غیرقانونی میدانند؛ اما دریافت هزینه برای تامین امنیت کشتیهای تجاری، هدایت دریایی و ارائه برخی خدمات دیگر، کاملا قانونی و پذیرفته شده است. ایران میتواند این رویه را در تنگه هرمز نهادینه کند.
ب) سطح سیاسی و نظامی: فراتر از تاثیر اقتصادی، در این سطح است که ارزش واقعی تنگه هرمز خود را نشان میدهد؛ مشروط بر آنکه جمهوری اسلامی ایران حاکمیت و کنترل سیاسی و نظامی خود را بر این آبراه حفظ کند. ابزار تنگه هرمز میتواند روابط ایران با کشورهای مختلف در سطح بینالملل را سامان دهد و حتی دستهبندی جدیدی از کشورها (از دوست تا متخاصم) را رقم بزند. طبیعتا کشورهایی که به ایران نزدیکتر هستند (یا نزدیکتر خواهند شد) و رویکردی واقعبینانه نسبت به امنیت منطقه دارند، از مواهب عبور امن و باثبات از این تنگه بهرهمند خواهند شد. در مقابل، کشورهایی که در شرایط ناپایدار و تنش با ایران قرار دارند، از این مواهب محروم خواهند ماند. در واقع، ایران با اعمال «اجرای انتخابی» میتواند میان تهدید و فرصت تعادل ایجاد کند.
در شرایط بحرانی، از جمله آنچه در جنگ رمضان رخ داد، تنگه هرمز به یک «اهرم فشار» تمامعیار تبدیل میشود. تهدید به بستن تنگه، کشورهای بزرگ مصرفکننده انرژی را به پای میز مذاکره میکشاند و سایر ذینفعان و بازیگران بینالمللی را به نقشآفرینی دیپلماتیک تشویق مینماید. این همان نقطهای است که ایران به یک «بازیگر ژئوپلیتیک جهانی» بدل میشود.
چهارم: چشمانداز آینده و استراتژیهای حفظ و تثبیت کارایی تنگه
بنابراین برای حفظ این برگ برنده در میانمدت و بلندمدت، ایران باید استراتژی هوشمندانهای را در پیش گیرد:
1ـ تشویق و رونق کشتیرانی تجاری: مهمترین اقدام در دوره پساجنگ (یا دوره ثبات)، تشویق و ترغیب کشتیرانی تجاری در این مسیر است. اگر نفتکشها و کشتیهای تجاری از این مسیر عبور حداقلی داشته باشند، عملا تنگه هرمز عنصر قدرت بودن خود را از دست خواهد داد. لذا ایران باید با ارائه خدمات ایمن و باثبات، کشورها را ترغیب کند تا به فکر مسیرهای جایگزین (مانند خطوط لوله زمینی از امارات و عربستان به دریای سرخ) نیفتند. در این میان، میزان ذخایر عظیم انرژی در منطقه و همچنین ظرفیت صادرات و واردات کالاهای غیرنفتی، این امکان را به ایران میدهد که رونق ترافیک دریایی را حفظ کند.
2ـ دیپلماسی فعال و تقسیمبندی هوشمندانه: ایران باید از «ابزار تنگه هرمز» به عنوان یک کارت چانهزنی در مذاکرات جهانی استفاده کند. تعامل مثبت با کشورهای آسیایی (چین، هند، ژاپن و کره جنوبی) که بیشترین وابستگی را به این مسیر دارند، میتواند امنیت سیاسی این ابزار را تضمین کند. همچنین ایجاد بستههای تشویقی برای شرکتهای کشتیرانی بینالمللی که از این مسیر تردد میکنند، از جمله ارائه تخفیف در عوارض یا اولویت در پهلوگیری، میتواند به حفظ جریان ترافیک دریایی کمک شایانی کند.
3ـ نوآوری در ابزارهای بازدارندگی: برای حفظ کارایی این نقطه استراتژیک، ایران باید با بهروزرسانی مداوم ابزارهای خود (موشکهای ساحلی، مینهای هوشمند، پهپادهای دریایی و قایقهای تندرو) را در دستور کار قرار دهد تا هرگونه تهدید خارجی با هزینه بالایی مواجه شود. علاوه بر این، سرمایهگذاری در فناوریهای نوظهور مانند سامانههای نظارت زیردریایی و جنگ الکترونیک دریایی، میتواند قدرت بازدارندگی ایران را چند برابر کند.
4ـ همکاری منطقهای هوشمندانه: ایران میتواند با طرح ابتکارات امنیتی مشترک با کشورهای همسایه خلیج فارس (از جمله عمان) که رویکردی غیرخصمانه دارند، ضمن کاهش تنشها، مسئولیت اداره ترافیک دریایی را به شکلی تقسیمشده مدیریت و راهبری کند. این امر نه تنها فشارهای بینالمللی را کاهش میدهد، بلکه مشروعیت حضور فعال ایران در تنگه را نیز افزایش میدهد.
نتیجهگیری
نظام بینالملل در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری در حال گذار به سوی واقعگرایی محض و قدرتمحوری است. در این فضا، جغرافیا دیگر یک عامل ایستا نیست، بلکه یک «سلاح راهبردی» پویا محسوب میشود. تنگه هرمز نه تنها یک شریان اقتصادی، بلکه «خط مقدم» قدرت بازیگری ایران در عرصه بینالملل است.
با پافشاری بر حاکمیت هوشمندانه بر این آبراه، ایران در نظام بینالملل به ابزاری جدید و قدرتمند مجهز خواهد شد که عناصر قدرت را در خود جمع دارد. ایران این قابلیت را دارد که با استفاده از این مهره در بازی قدرتمحور نظام بینالملل، نه تنها امنیت ملی خود را تأمین کند، بلکه نظم جدیدی را در معماری امنیت انرژی جهانی رقم بزند. البته این استراتژی نیازمند صبوری، دیپلماسی فعال و حفظ آمادگی نظامی در کنار تشویق جریان آزاد کشتیرانی تجاری است. آینده نظام بینالملل نشان خواهد داد که آیا «تنگه هرمز» به عنوان اهرمی برای «موازنه قوا» عمل خواهد کرد یا به نقطه عطفی برای تحول در ساختار قدرت جهانی تبدیل خواهد شد. در هر صورت، ایران با بهرهبرداری صحیح از این ابزار ژئوپلیتیک، میتواند نقش خود را از یک قدرت منطقهای به بازیگری تعیینکننده در معادلات جهانی ارتقا دهد.
