به گزارش پایگاه خبری عصر قزوین، از همان روزهای آغاز به کار دولت چهاردهم، بخشی از جریانهای سیاسی مخالف، رویکردی تقابلی در برابر دولت پزشکیان اتخاذ کردند. این جریانها پیش از آنکه فرصت کافی برای ارزیابی عملکرد دولت فراهم شود، با طرح انتقادهای گسترده تلاش کردند تصویر ناکارآمدی دولت را در افکار عمومی تثبیت کنند. اکنون نیز با برجسته کردن موضوع استعفا، همان مسیر فشار سیاسی را با ادبیاتی تازه دنبال میکنند.
در همین چارچوب، اظهارات سیدمحمدباقر خرازی، دبیرکل حزبالله ایران، درباره موضوع استعفای رئیسجمهور، بار دیگر این بحث را به صدر فضای سیاسی آورد. او مدعی شده است که در صورت استعفای دوباره پزشکیان، استعفای او پذیرفته خواهد شد؛ ادعایی که به دلیل نسبت دادن آن به نظر رهبر انقلاب، بازتاب گستردهای پیدا کرد و واکنشهای مختلفی را به همراه داشت.
فارغ از صحت یا عدم صحت این ادعا، طرح چنین سخنانی در فضای سیاسی کشور این پرسش را مطرح میکند که آیا مسئله اصلی، یافتن راهی برای حل مشکلات مردم است یا تلاش برای تغییر موازنه سویاسی و افزایش فشار بر دولت مستقر؟
استعفای رئیسجمهور در هیچ نظام سیاسی موضوعی ساده و عادی نیست. رئیسجمهور با رأی مردم انتخاب میشود و کنار رفتن او، پیامدهای مهم سیاسی و اجتماعی دارد. به همین دلیل، مطرح کردن مکرر چنین موضوعی بدون وجود نشانههای روشن از یک بنبست رسمی، بیشتر از آنکه یک راهحل اجرایی باشد، میتواند به عنوان یک ابزار فشار سیاسی ارزیابی شود.
منتقدان دولت پزشکیان حق دارند عملکرد دولت را نقد کنند. هیچ دولتی فراتر از نقد نیست و مردم نیز حق دارند درباره وضعیت اقتصادی، معیشت، تحقق وعدهها و شیوه مدیریت کشور مطالبهگری کنند. اما تفاوت بزرگی میان نقد منصفانه و تلاش مستمر برای تضعیف یک دولت وجود دارد.
جریانهایی که امروز نسخه استعفا برای دولت میپیچند، باید پاسخ دهند که آیا مشکلات امروز کشور تنها محصول عملکرد دولت فعلی است؟ واقعیت این است که بسیاری از چالشهای اقتصادی، مدیریتی و اجتماعی، حاصل سالها انباشت مسائل و تصمیمهایی است که دولتهای مختلف در شکلگیری آن نقش داشتهاند.
نمیتوان سالها در ساختار قدرت حضور داشت، در سیاستگذاریها نقش ایفا کرد و سپس همه مشکلات را به دولتی نسبت داد که هنوز در میانه مسیر فعالیت خود قرار دارد. همانگونه که دولت پزشکیان باید پاسخگوی عملکرد خود باشد، منتقدان آن نیز باید سهم خود را در شرایط موجود بپذیرند.
از سوی دیگر، تجربه سیاسی کشور نشان داده است که تغییرات مکرر در مدیریت اجرایی، الزاماً به حل مشکلات منجر نمیشود. آنچه کشور نیاز دارد، تصمیمهای دقیق، همکاری میان بخشهای مختلف حاکمیت و تمرکز بر مسائل واقعی مردم است؛ نه افزایش اختلافات سیاسی و دامن زدن به بیثباتی.
البته دولت پزشکیان نیز نمیتواند همه مشکلات را به گذشته واگذار کند. رأی مردم، همراه با مسئولیت است و دولت باید با ارائه عملکرد روشن، اعتماد عمومی را تقویت کند. وعدهها باید پیگیری شوند و ضعفها باید اصلاح شوند.
اما راه اصلاح امور، حذف دولت و باز کردن پرونده استعفا نیست. اصلاح واقعی از مسیر پاسخگویی، شفافیت، کارآمدی و همکاری میگذرد.
در نهایت، موج تازه سخن گفتن از استعفای پزشکیان را باید در چارچوب رقابتهای سیاسی تحلیل کرد؛ رقابتی که اگر از مرز انصاف عبور کند، هزینه آن نه برای جناحها، بلکه برای جامعه خواهد بود.
مردم امروز بیش از هر چیز به آرامش، ثبات و حل مشکلات روزمره خود نیاز دارند؛ نه تکرار بازیهای سیاسی که نتیجهای جز افزایش فاصله میان جامعه و ساختار تصمیمگیری نخواهد داشت.
انتهای پیام /
